هیس.سکوت محض.

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
شیطان رانده،سجده کنان عاشقت شود
از تو بعید نیست میان دو خنده ات
تاریخ گنگی از خفقان عاشقت شود
توران،به خاک خاطره هایت بیافتد و
آرش،بدون تیر و کمان عاشقت شود
چشمان تو که رنگ پشیمانی خداست
در آینه بدون گمان عاشقت شود
از تو بعید نیست قیامت کنی و بعد
خاکستر جهنمیان عاشقت شود
وقتی نوازش تو شبیخون زندگیست
هر قلب مات بی ضربان عاشقت شود
از من بعید بود ولی عاشقت شدم
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
افشین یداللهی




📖📚
آنهایی که ما را ترک میکنند،از خودشان جنازه ای باقی میگذارند به نام خاطره.جنازه ای که نه میشود دفنش کرد نه فراموش. از آن پس چنان بردبارانه خاطره ها رو بر شانه هایمان حمل میکنیم، انگار خودمان پیش از آنها مرده بودیم...همین است که میگویم برای آمدن ها و رفتن ها مرزی بگذار. مگذار که دیر بفهمی که بین مرگ و نابودی فاصله ای است به اندازه نبودن کسی که عزیز می داشتی...
📖در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت
✒نیکی فیروز کوهی




حال من بی تو چگونه است؟ماهی دیده ای بی حوض؟ { الهه صابری }

آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۰/۲۶
    74
  • ۹۵/۱۰/۲۴
    73
  • ۹۵/۱۰/۱۹
    72
  • ۹۵/۱۰/۱۷
    71
  • ۹۵/۱۰/۱۶
    70
  • ۹۵/۱۰/۱۳
    69
  • ۹۵/۱۰/۰۸
    68

مردم همیشه در صحنه

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

1.ساختمان در حال آتش.پر از پارچه و لباس. باز نبودن راه برای آتش نشانان.مردم!!!!

اینجا ایران است.

2.جلوتر تصادف شده.راه وسط باز گذاشتن برای امداد رسانان.مردم!!!!!

اینجا ایران نیست.

#فرهنگ

#منکر آدمهای خوبی که صف بستن برای خون دادن نیستم:))

74

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ق.ظ

+عکساتون رو نگاه کنید!همش لبخند همش لبخند ..تو کدومش ذوق مرگید تو کدومش اندوه دارید. تو اوج خوشی و غم لبخند میزنید به دوربین:| عوضش عکس بچه ها وقتی نگاه می کنید حال اون لحظه شون رو درک می کنید انگار همون لحظه اونجا بودید. گریه،شیطنت،کخ ریختن،خندیدن،عصبانیت..تمااام حالتشون توی عکس مشخصه.

نقاب ندارن تا وقتی که آدم بزرگ بشن!!!!!!!!!!!!!!!


+برداشت با قضاوت فرق داره.با برداشت های خودتون مردم رو قضاوت نکنید. از کجا مشخصه که یک پست خطاب به کیست؟ از کجا به این نتیجه می رسید که یک پست همینجوری از ذهن و تخیل نوشته شده یا از زندگی شخصی و خصوصی شخص بلاگر!

برداشت آزاده اما قضاوت ممنوعه!!!!!!!!!!!!!!!



+هیچ وقت نمیتونید بگید از طرف مقابلتون انتظار حرفی یا رفتاری رو نداشتید. انسان هر کاری ازش برمیاد.پس اگه انتظار ندارید با دیدن هر چیز غیر منتظره ای خیلی ذوق زده یا خیلی عصبانی نشوید!!!!!!!!!!!!!!!!!


کتاب میخام.کافه کتاب میخام.مث اون شب آیس پک میخام.(شازده اینقد با اشتها میخورد ک منم سفارش دادم😂)

73

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۰۱ ق.ظ



دوستت دارم 

را وقتی نمی گویند

یعنی دیگر دوستتان ندارند.

نپرسید،

تا دلیل نتراشند

و

توجیه نکنند.




شوک:|حداقل برای من

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۴۳ ب.ظ

آدمها با اعمال و رفتارشون و کارها و تصمیماتشون دوست و دشمن پیدا میکنند. حالا فیکس خود کلمه دوست یا دشمن نه.صرفا حمایت از رفتار طرف یا مخالف.

بهر حال انسان هر چه مسولیتش بیشتر حامی و مخالفشم بیشتر.

کشش ندم.

کاری ندارم طرفدارش بودین یا مخالفش اما فوتش حداقل منو شوکه کرد.درسته که مرگ حقه و سن بالا داشت اما خب:/ نمیشد کنار بیام.

چ پیرو چ مخالف، یک انسان به رحمت خدا رفته. و برام خیلی مضحکه کسانی که جروبحث میکنن سر اینکه طرف چ کارهای مثبتی یا منفی ای کرده.

تموم شد.رفت و موند اعمالش. چ آدمهای راضی چ ناراضی.بحث چه فایده داره:/


#خدایش بیامرزد...

72

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۵۸ ب.ظ

موقت•••

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۳ ب.ظ

ساعت 22:20 

یک گریه حسابی میچسبه.از دوستی که انتظار نداری.

#لامصب

71

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

پیشنهادش رو دوستم داد.

ما هم قبول کردیم.

با یک حساب سرانگشتی 2 -3 روز میرفتیم و میومدیم.

اما دوستم گفت 2 روز:| حداقل یک هفته بریم بفهمیم کجا رفتیم.

حرف حساب:/ یک مدت گذشت.تو همین یک مدت روحم بندری میزد.

وقتی حساب 1 هفته رو کردن دیدن خب خرجشم 2 برابر میشه.

ناراحت شدیم.هم من هم دوستم.من بیشتر.خیلی زورم اومد بدم میاد از حرفی که زده بشه و عمل نشه.



حالا نمیدونم چ حسی داشته باشم.ناراحت،غمگین،دلگیر. آخه از کی! از چی!!

حالا که ما نمیتونیم بریم دلیلی نداره اونا هم نرن.

هر چی که هستم حسود نیستم مسلما.حق نداشت ناراحتیمو به حساب حسودی بذاره.


خوش بگذره دوستم^_^

70

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۳۸ ق.ظ

لحظه ها چقدر کند میگذره.داره بارون میاد.هوس آیس پک زده به سرم؛ یک جای دنج و گرم.

[ی ماه میخاستم ک دارم

ای ماه شام تارم]


ی سری خصایص اخلاقی هست ک ژنتیکه و فسقل به خوبی از عهدش براومده.میچرخه،میچرخه،میچرخه... سرش گیج رفت ؛)))))

[تو رو میبینم تو رو میخامت

آخه چشای تو جادوییه]


شازده:مامان ی چیزی تعریف کنم؟

من:بگو مامان

شازده:خانوممون میخاست صدام کنه  آقا شازده بعدش من باید بگم یا علی اشتباهی گفت شازده خانم:))))))))))))))

من: :))))))))))))))

[عشق مث زهره با طعم عسل مث جونه

عشق مث رویای نیمه شبه نمیمونه]


فرصت دارم حال ندارم.حال دارم فرصت ندارم.خیلی از مخاطبینمو هنوز وارد گوشی نکردم.تو دستگاه ذخیره کنم گوشی میسوزه تو سیم کارت ذخیره کنم سیم میسوزه.خلاصه هر چند وقت مخاطبینم منفجر میشن:|

[میخام دلخوش این سرگیجه هاشم

برم پرسه زن خیابونا شم]


گفتم عقب افتادن رو شاخشه اما نه تا این حد نهایت هفته دیگه ک مشکل من حل بشه.اما انگار حالا تاریخ به افق خیره شده نمیخاد معلوم بشه:/

[خیلی قشنگه 

مست و ملنگه

خیلی شوخ و شنگه]


آدم نصف حرفاشو باید پاک کنه حتی از تو ذهنش اگه به مشکلات فکر کنیم باد به غبغب میندازن و خودشونو بزرگتر نشون میدن:|

[عروس یکی ی دونه

ماه دوماد نمونه]


دلم خیلی چیزا میخاد که با منطقم جور در میاد اما با همون دل کنار نمیاد. حس ترس دارم. از آینده،از دور شدن،از رفتن.خیلی صریح رد کردم اما نفسی با حرفاش دلمو قرص کردم.کلا نطرمو برگردوند اما ترس ها ازم گرفته نشد.



اینجوری نمیشه.برم سراغ چارتار

سراغ [باران توووووووویی]

ببندم چشامو [آشوبم؛ آرامشم تویی]

بشنوم [سحر ندارد این شب تار    مرا به خاطرت نگه دار....]



+++ بعدا نوشت:حرفامو نوشتم با آهنگایی که همون لحظه گوش میکردم.توضیح بیشترشون حرفای خصوصی تر بود ک جای گفتنشون نیست. 

آهنگ ها باید به حال آدم بخوره.اینقدر درهم و برهم بود که هیچ آرامشی برام نداشت. چارتار کمی آرومم کرد. کمی از تاریخ محو در افق دورم کرد از سفری که کنسل شد و حالمو گرفت. از سفر دوری که منطقم قبولش داره ولی دلم هم میخاد هم میترسه.

همینا دیگه^_^

69

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ق.ظ

نمیدونم چرا کارها برعکسه.ی سری برنامه میچینیم بعد تا میایم عملیش کنیم انواع سد ها ظاهر میشه:|

حالا نه به اندازه کنسل شدن ولی خب عقب افتادن رو شاخشه.


گاهی ظاهر برات بی اهمیت میشه.اما کارایی یهو خودشو نشون میده.دندونم شکسته راحت نیستم حالا 40 درصد رو بدیم به ظاهر 60 درصدش مال خوردن تنقلاته ک رو اعصابه:/


دیوونه نیسدما:/.تو خیابون یاد ی چیزی میوفتادم نیشم تا بناگوش میرف:/یا از چیزی ناراحت میشدم زیر لبی و تند تند حرف میزدم و انتقاد میکردم.بعدش:/ یهو:/ خدا رو شکر ماسک زدم کسی ندید:/


ی زمان هایی رو باید اختصاص بدی به خودت و خدا. من که سرم پایینه. میدونه چقدر خیره ام. میدونه چقدر پروام. میدونه چقدر خجلم.. 

گفتم خودم و خدا:/

میرسونه.هی خوبی میرسونه.هی خوبی میرسونه:(


خیلیا رو دوست دارم.اما نمیتونم دوست داشتنم رو نشون بدم. بیخیالیه دیگه:(

+دعا برای سلامتی عموی عزیزم بفرمایید:))

68

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

از 15 تا 20 سالگی هر تعداد کتابی که خریدم یک سومش رو از 20 تا الان خریداری کردم.

#مایه_شرمساریه

#وای_بر_من

من اصلا خودمو کتابخان نمیدونم://///