هیســـــــــــــ سکوتـ محضـ

...سیر نمےشوم از تو.نیست جز این گناه من

هیســـــــــــــ سکوتـ محضـ

...سیر نمےشوم از تو.نیست جز این گناه من

هیســـــــــــــ سکوتـ محضـ

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
شیطان رانده،سجده کنان عاشقت شود
از تو بعید نیست میان دو خنده ات
تاریخ گنگی از خفقان عاشقت شود
توران،به خاک خاطره هایت بیافتد و
آرش،بدون تیر و کمان عاشقت شود
چشمان تو که رنگ پشیمانی خداست
در آینه بدون گمان عاشقت شود
از تو بعید نیست قیامت کنی و بعد
خاکستر جهنمیان عاشقت شود
وقتی نوازش تو شبیخون زندگیست
هر قلب مات بی ضربان عاشقت شود
از من بعید بود ولی عاشقت شدم
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود
افشین یداللهی




📖📚
آنهایی که ما را ترک میکنند،از خودشان جنازه ای باقی میگذارند به نام خاطره.جنازه ای که نه میشود دفنش کرد نه فراموش. از آن پس چنان بردبارانه خاطره ها رو بر شانه هایمان حمل میکنیم، انگار خودمان پیش از آنها مرده بودیم...همین است که میگویم برای آمدن ها و رفتن ها مرزی بگذار. مگذار که دیر بفهمی که بین مرگ و نابودی فاصله ای است به اندازه نبودن کسی که عزیز می داشتی...
📖در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت
✒نیکی فیروز کوهی




حال من بی تو چگونه است؟ماهی دیده ای بی حوض؟ { الهه صابری }

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۴/۰۳
    106
  • ۹۶/۰۴/۰۲
    105
  • ۹۶/۰۳/۲۹
    104
  • ۹۶/۰۳/۲۳
    103
  • ۹۶/۰۳/۱۹
    102
  • ۹۶/۰۳/۰۸
    101
  • ۹۶/۰۳/۰۲
    100
  • ۹۶/۰۲/۲۶
    99

98+منبر

۲۲
ارديبهشت

آدما دو دسته ان:خوب و بد.

خوب ها دو دسته ان: متکبر و متواضع.

همه ی خوب ها پیرو دارن.

پیروان دو دسته ان: مقلد بی چون چرا و مقلد متفکر و با بصیرت.

پ.ن: ما انسانیم. داشتن عقل متمایزمون کرده از دیگر موجودات اما به هر حال جایز الخطا هم هستیم. هر چقدر هم طرفتون آدم خوبی باشه شما باید با بصیرت و آگاهی به تصمیماتتون جامه عمل بپوشانید.

*سعی کردم واضح بگم امیدوارم متوجه پست شده باشید:)

______________________________________________________________

بریم رو منبر:دی

بسم الله الرحمن الرحیم

طبل تو خالی صداش رساتره....

السلام علیکم والرحمه الله و برکاته


  • زمرد ^_^

97

۱۷
ارديبهشت

منکه اهل کلاس گذاشتن نیستم..

ولی اگه هستم،

کلاس بذارم بهتر از اینه که شرمنده بشم.


*خجالت کشیدم.خیلی خجالت کشیدم:((((

  • ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۲۰
  • ۳۸ نمایش
  • زمرد ^_^

96

۱۱
ارديبهشت

نقاشی با سیاه قلم،فقط یک رنگ سیاه لازم داره. میتونی خشن بکشی میتونی عاشقانه بکشی میتونی خط خطی کنی. یک رنگ سیاه میتونه سیاه کنه نگاهت رو، میتونه دلبری کنه ازت. 

نقاشی با رنگای مختلف هر کدوم قشنگی خاص خودشونو دارن. هر کسی ی رنگی دوست داره. میشه نقاشی کشید با یک رنگ و مخاطب پسند. میشه از همه رنگا استفاده کرد و منفور و زشت نقاشی کرد. 

زتدگی همینه.گاهی فقط یک رنگ سیاه داری. میتونی بجای خط خطی یا خشن و سیاه جلوه دادن زندگی عاشق بشی و دلبری هاشو ببینی.

میتونی از رنگای مختلف استفاده کنی.هر رنگی به جای خودش. یهو به خودت نیای ببینی همه رنگها رو داری اصل کاری رو نداری. 

تو زندگی حواستون باشه ی چیزیو بدست میارین بقیه رو از دست ندین.

رنگ سن ک با تجربه گرانبهاتر میشه

رنگ سواد

رنگ اخلاق

رنگ شعور

رنگ حواس 5 گانه

رنگ الطاف خدا

رنگ عقل

رنگاتونو با هم استفاده کنید. زندگی قشنگه.

رنگ باور رنگ نبازه:)

  • زمرد ^_^

95🎂+🎁

۰۶
ارديبهشت

اردیبهشت جزء ماه هایی است که فقط انرژی مثبته.

هر چقدرم سعی بشه ناخوشی بهت برسه مثل تیر به سنگ خورده اس زود فراموش میکنیم و ادامه میدیم.

اردیبهشت ماه منه. بهار زندگی دوباره اس. امروز روز منه.


#از دیشب ی هدیه نصیبم شده😍مامان جان:))))

#شازده چپ و راست تبریک میگه خخخ

# با عینک نفس جان ی عکس گرفتم اصلا دلم نمیاد به کسی نشونش بدم اینقد ک قشنگه^_^

#مسخره_کردی_:|

#زندانی ها رو دیدین ک توپ بزرگ آهنی به پاشون میبندن؟ یکی هست ک نه تنها روحشو با اون توپ بستن بلکه با همون توپ هی میزننش. فقط خره نمیفهمه من نگرانشم:/ برای آرامش روحش دعا کنید فقط برای متوفیان نیست برای مردگان متحرک هم بکار ببریم:(


پروژه ی شعر از وبلاگ آقای هانس شنیر رو دیدم و چون غم جزء لاینفک شعرها بود کلمه ای نگفتم. اما اردیبهشت کلمه ای نیست ک ازش بشه گذشت. از ایشون خواستم شعر بی غم و غصه در وصف اردیبهشت  ماه تولد بفرمایند.



بعدا نوشت:

کادو بماند😆 این عکسو ک میگه مثل خودم لوسه ببینید😎


  • زمرد ^_^

94

۰۳
ارديبهشت
دیروز رفتیم چالیدره:|
به قول نفس جان فک نکنم نمک آبرود برای تله کابین نفری 18 هزار بگیره😐
با اینکه خوش گذشت اما هر دفه به گوشی نگاه میکردم اشکم بی اختیار میریخت. سعی کردم وقتی کسی حواسش نیس سرک بکشم تو گوشی.
کلی دود به خوردمون دادن تا ی جوجه حاضر کنن خخ
فقط تهش مانتوی مهری حیف شد😆😂 
گفتم مانتو😐یاد مانتوی طلسم شدم افتادم😐

ملت خودشون پیامک رو اشتباهی میخونن اشتباهی جواب میدن بعد میگن ما بد خوندیم😐 اوکی حله😐

نتم تموم شده.حوصله خودمو خونمو ندارم.3 روز دیگم تولدمه😐 اوه راستی❤نفس جان حرفی زد ک بعد 5 روز لبخند به لبم اومد.و البته منم گفتم بخاطر اینکه حواست بود ک من ناراحت نشم ممنونم.نفس جان لیاقت بهترین ها رو داره ولی خب دلخوری من سرجاشه خخ حسابش با کرام الکاتبینه😆.❤

چرا وقتی فیلمی زیر نویسش نیس هی میگین قشنگه😐چرا هان😢
  • زمرد ^_^

93

۳۱
فروردين


گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم

به دو عالم ندهم لذت بیماری را

#سعدی

^_^

  • زمرد ^_^

92

۳۰
فروردين

رفیق جان میفرمایند تو ک صد تومن صد تومن خرج میکنی خب نگه دار پولتو برو گوشی بخر. آخه دلبندم میشه اونا رو دید و نخرید.

اون ساعته⌚،اون همه کاکتوسای خوشگلو🌵❤، اون کتابایی ک دلبری میکنن📚، اون انگشتره💍💞. اون عروسکه 😍من پامو تو لوازم آرایشی سعی میکنم نذارم💄💅😭  خعلی سخته ولی خب:/

میشه؟نمیشه باور کن.

*من نمیدونم چرا ملت فکر میکنن چون دو تا بچه دارم نباید لوس باشم و جینگول بینگول دوس داشته باشم:/ من زنم روح زنانگی در من زنده اس و جریان داره. حالا هر سنی باشم:/ با عقلم تصمیم میگیرم ولی احساسمو ک قرار نیس بکشم یا بدتر از اون ندید بگیرمش:|||||

و اینکه هر چیزی به جای خودش.هر وقت خارج از سنم رفتار کردم یا برخورد کردم یا حتی پوششم اون وقت میشه ایراد گرفت. من با هر کسی به تناسب جنسیت و سنش رفتار میکنم. ی دختر 18 ساله دنبال نصیحت نیست منم تو پستاشون نصیحت نمیکنم حسشو تایید میکنم بعد حرفمو میزنم و میگم تجربه منه.(منظورم بلاگرهاست ک فقط آشنایی از همین بلاگ رو باهاشون دارم)

همینا دیگه(ایکون طلبکاری)خخ

ها راستی.کامنتا کو:/هیچکس هیچ نظری نداره:/ بعد میگن چرا بلاگتو پاک کردی:/

  • زمرد ^_^

فروشنده

۲۹
فروردين

هیچکس حاضر نیست خودش رو جای شخصیت های فیلم بذاره

جای زنی ک اشتباه کوچیکش منجر به فاجعه شد

جای مردی ک درک میکرد ولی هیچ کاری نتونست بکنه

جای پیرمرد هرزی ک تو چشمای اون زن نگاه کرد و گفت ببخشید زنی ک سن دخترش رو داشت 

جای زنی ک به سختی از پله ها رفت بالا و خدا رو شکر کرد برای زنده بودن همسر هرزه اش

اگه طرف جوان بود و پیرمرد نبود امکان دعوا و درگیری بود؟ احتمال قتل بود؟

مُرد.از خجالتش.. از چی؟! 

میتونن به زندگیشون ادامه بدن؟ آبروی یک مرد رو هر چند هرزه خریدن 

هیچکس،هیچکس،هیچکس نمیتونه خودش جای شخصیت های داستان بذاره.


* :دی نشد یاس خخخ فروشنده شد دیگه.فردا حتمنی میبینم^_^

  • زمرد ^_^

91

۲۷
فروردين

آبنبات چوبی رو دیدم واقعا انتظارشو نداشتم:/

نهنگ عنبر رو دیدم خوب بود بد نبود..

دراکولا رو دیدم.اصلا انتظار نداشتم از عطاران:/ چی بود اون:/ ولی خب تغییر حالت چشماش آخر فیلم باعث شد شب نخابم:|


مجبورم بین فیلمای دانلود شده اینا رو ببینم :/ میفهمین؟ وقتی دو تا وروجک کنارتن همین میشه:/

میخام فیلم ببینم:| فقط فیلم:|


## ببخشید نبودم.ببخشید اعصابت خورد شد یاس:* (حس زمانی ک خودت نبودی:دی) باید میرفتم.خلاصش کنم موندنم مساوی بود با پست های پرتنش و مزخرف. 


##رفتم دو تا مدرسه برای شازده دیدم.آقا موشه کلاس اولی میشه امسال❤


##رفیق جان:| خوبه ک هستی:) اون بیشرفم ک گفتم حقت بود خخ اعصابم بهم میریزه خب:/ خوب باش:) فقط خوب باش:)


##کاش زودتر میفهمیدم.زودتر به خودم میومدم.زودتر خودمو از خودم خلاص میکردم... سمیرا اینجوری ک میشم دلم میخاد باشی و بکشمت ازینکه نیستی:/// نمیدونمم چرا:/

  • زمرد ^_^

امروز...

۲۵
فروردين
امروزتو با خوشحالی شروع کن نه با مردم آزاری...

امروزتو انرژی مثبت باش ...

امروزتو قدر بدون قدر آدمایی که دوستت دارن...

امروزتو...

مراقب قلب هامون باشیم...
  • زمرد ^_^

90

۲۴
فروردين

قبلنا یک اتفاقی که میوفتاد و نمیدونستم کار کیه میگفتم کار ارواح خبیثه. حالام پست منو ارواح خبیث که نه ارواح... (آیکون تفکر) برداشتن بردن خخخخ


نمیدونم چرا این داستان همش تو ذهنمه.امام علی(ع) میرن یه جایی کاری انجام بدن به یک مردی میگن مراقب اسب من باش اونم قبول میکنه. بعد چند دقیقه با خودش میگه برم اسبو بفروشم ی پولی بدست بیارم. 10 درهم میفروشه. (پوند.دلار.ریال.دینار.قرون.تومن) بعد امام میاد میبینه جا تره اسبه نیس خخ میره بازار 10 درهم میده اسب میخره.(سود و زیان و درصد رو بیخیال بشین الان) بعد میفرمایند اگر اون مرد امانت داری میکرد ده درهم حلال نصیبش میشد.

داستان تقریبا همینه.نتیجه اینکه خیلی از ماها به خاطر فشاری ک رومون هست مرتکب کار اشتباه و حرام و گناه میشیم در حالی که همون کار بصورت حلال هم میتونیم انجامش بدیم اما یا صبر نداریم یا دنبالش نیستیم.

دنبال لقمه مفت و آماده ایم حتی اشتباه.حتی گناه و حرام.


دلتنگیم بسی برای رفقای عزیزمان اگر گرفتاری بگذارد دیداری از سر وقت و حوصله با آنها داشته باشیم :(


حرف امام علی(ع)شد. روز مرد روز پدر روز همه اونایی ک رهرو امامشون هستن مبارک.عیدتون مبارک:)


شده یک خبری بشه بمونین بخندین یا گریه کنین؟ از سر تاسف ها. حالم از سیاست بهم میخوره. دیگه دنبال فرد مفید نباید گشت دنبال بد و بدتر باید بگردیم. کیو انتخاب کنیم ک بدتر نشه. 

هر کی هر حرفی راجب هر کسی میخاد بزنه، بزنه.فقط من رو رهبرم حساسم. حرف بیمورد و توهین آمیزو قبول نمیکنم. حتی اگه دو تا از انتخابات رو بهش رای داده باشم طرف هیچ حزبی هم نیستم چون دو تا انتخابات قبلیش رو هم رای دادم به همون ک رییس جمهور شد.

القصه بشینیم حسابی سبک سنگین کنیم.به رفتن و مهاجرتم فکر کنیم خخخ

  • زمرد ^_^

89

۱۶
فروردين

 پست 88 فقط عدم نمایش زدم.حذف نشده.

سانسور ک شاخ و دم نداره همین ک مادرم، زنم، فلانقد سنمه و نباید فلان حرف ها رو بزنم میشه سانسور. چرا؟ چون آدمهایی هستن زود قضاوت میکنن آدم های مریض حالی ک برچسب میزنن و آدم هایی ک ...


فقط یک بار حین رد شدن دست انداختم و یک کتاب برداشتم. الان کتابه رو دستم مونده. چند صفحه اولشو خوندم اصلا برام جالب نبود:/ بیوه کشی از یوسف علیخانی. ناشر انتشارات آموت. 


در عجبم چرا کنجکاوی نکردم در کار رفیق جان:/ خخخ اونم من:|||


حس میکنم وبلاگ در سکوت مرگباری داره فرو میره. بلاگرهایی ک یهو هستن و بعد ی مدت غیب میشن. عید تموم شدا :/ سمیرا:/ یاس:/ حریر ک رفت تا تابستون:/ و بقیه...


نمیدونم چرا وقتی میترسم هنگ میکنم وقتی زلزله حدودا ساعت 10:30 شروع شد فقط بچهامو تو بغلم گرفتم میترسیدم کمد بیوفته یا شیشه بشکنه اما نمیتونستم حداقل بلند بشم و ببرمشون بیرون. داداشم منو از هنگی بیرون کشید شازده رو برد منم فسقلو زدم زیر بغلم و پریدم تو حیاط.پدرم ک روی تخت بود اوج نگرانیمون بود.. پس لرزش اون بود خدا بخیر بگذرونه مرکزشو. دنبال کردن اخبار رو هم واجب میدونم هم میترسم. اونایی که خونه هاشون خراب شده تو این هوای سرد... خدا رحم کنه ..


خروج بالای پنل نیست o______0


  • زمرد ^_^

88

۱۳
فروردين

شاید سمر(ثمر.صمر) به خاطر خواهرش برای انتقام از مهند زن عدنان بیک شد.

جالب بود ک سمر به جای انتقام دلبری های مهند رو قبول کرد و عاشقش شد. از شوهرش دور شد اینقدر که نمیخاست همبستر باشه باهاش. زمانی ک عدنان بیک به زور متوسل شد سمر چمدون بست و رفت سراغ مهند و ادعا کرد شوهرش بهش تجاوز کرده:| 

جالبه:|

جالبه ک چشمای مهند داد میزد نسبت به عموش عذاب وجدان پیدا کرده و مونده با عشقی که بوجود آورده برای زن عموش چکار کنه.

جالبه که عشق سمر با وجود سرد شدن مهند کمرنگ نشد و اینقدر فشار ازدواج نهال و مهند زیاد بود ک تحمل نکرد و خودکشی کرد.

عشق ممنوعه.عشق گاهی وقتا واقعا ممنوعه. اما کی مقصره! مردی ک نباید سراغ زن شوهر دار میرفت! یا زنی ک با وجود شوهر نباید دلباخته ی مرد دیگری میشد!

_______________________________________


کلمه کات برای من فقط تداعی کننده یک جمله است. چرا دخترها منو ول میکنن؟ چ گناهی کردم ک خبر ندارم. 

درک کردن برام سخت شده. درک کردن کسی که از ذهنش و از زندگیش دور بودم. کسی که میخاد بقیه اونجوری ببیننش ک میخاد، خب معلومه درک کردنش سخت میشه. کسی ک یهو باید بترکه تا بفهمی چی شده و ما کجای کاریم.حرف میخوره حرف نگه میداره یهو داد میزنه جوری ک آدم میترسه.منو نترسون رفیق جان :)


______________________________________


دکتر الف_ف از من خواسته به خودم بیام. قبل ازینکه دیر بشه. من میخام، اما دست و پامو گم کردم.الان وسط زمین و آسمونم. فکرم شدیدا درگیره. هی پس میزنم ولی باز تو ذهنم داره جولان میده :|

  • زمرد ^_^

87

۱۱
فروردين

از قرار معلوم کسی اون کتاب رو که متنش رو نوشتم نخونده:)


وقتی فیلم و کتابی رو معرفی میکنند ترجیح میدم خودم به شخصه خلاصه ای بخونم بعد تصمیم بگیرم برای خرید...

یک جمله گفتم کتاب دوستش داشتم رو دارید؟ 

اما کتاب من او را دوست داشتم رو دادن دستم. منم نشستم و خوندم. مثل همیشه 10 صفحه اول کتاب رو. ترجیح دادم حالا ک کمی جذبش شدم بخونمش و بعد برای خرید کتاب دیگری از  آنا گاوالدا اقدام کنم:)

با بچه نباید رفت _کتابخونه _کتابفروشی_ کلا هر جایی ک کتاب هست_سکوت هست...

یعنی مونده بود خانم فروشنده با اشاره به فسقل بگه چقد بانمکه این.همینجوری قل میخوره واسه خودش😕😅

  • زمرد ^_^

86

۱۱
فروردين

دست در دست هم پاریس را زیر پا گذاشتیم.از تروکادرو تا جزیره سیته در امتداد رود سن رفتیم.عصر فوق العاده ای بود.هوا گرم بود و نور ملایم. خورشید خیال غروب کردن نداشت.مثل دو توریست بودیم:

بی خیال، شگفت زده.

کت ها روی شانه و انگشت ها گره خورده در یکدیگر. شهرم را دوباره کشف می کردم. همه چیز رنگی از خیال داشت.

نه این زندگی زندگی واقعی بود و نه آنجا پاریس واقعی.

تازه فهمیده بودم خوشبخت که باشی،زندگی چه حال و هوایی دارد...

#دوستش_داشتم

#آنا_گاوالدا

*کتابش رو نخوندم.از متن خوشم اومد.اگه خوندین نظرتون رو بگید.ممنون.


شب آرزوها.اولین 5 شنبه ماه رجب رو روزه می گیرن و شب حاجاتشون رو از خدا میخان. چی خاستین؟ درس؟ کنکور؟ شغل خوب؟ ازدواج؟ وصال با معشوق؟ معنویش کنیم سرآمد همه دعاها ظهوره آقاس :) 

خاب که نموندین؟همه دعاهاشونو کردن؟ ان شالله هر چی خیر و صلاحتونه همون بشه. عاقبت بخیری بهترین دعاست :)

 من خواب موندم. هلاک و خسته ازین روزهایی ک برای خودم ساختم. دیروز تموم شد.تموم شدنش جونمو گرفت اما باید میشد خودم پا پیش گذاشتم. محکم وایستادم. گریه کردم و بستم پرونده رو.

 نزدیک بود خیلی چیزهایی ک با سختی پنهانش کردم لو بره پیش کسایی که ذره ای نباید بدونن و بفهمن.نزدیک بود ستارالعیوب بزنه تو گوشم ک آهای بنده من تو کوتاه اومدی، بستی پرونده رو، نترس من باهاتم... فکرمو باز کرد.ترسم ریخت.آروم شدم.

اما همه اینا دلیل نمیشه ک ناراحت نباشم ازین خواب موندن...

#لیله_الرغائب

#عاقبت_بخیری

#ستار_العیوب

#آرامش

#نفسم_هم_نفسم_هر_نفسم_فدای_تو

  • زمرد ^_^

85

۱۰
فروردين

من دیگه حرفی ندارم😐


گلهای بالا مال منه😊 گلهای پایین هم بزودی مال من میشن😆

ببخشید دیر به دیر سر میزنم بهتون. باور بفرمایید مریض داری وقت نمیذاره:)

  • زمرد ^_^

84

۰۹
فروردين

مامان بودن سخته.بچه کار اشتباه میکنه و خدا نکنه اون لحظه عصبانی باشی از موضوعی. ولی وقتی آرومی راحتتر میتونی با اشتباهش کنار بیای.

از بچه عزیز تر مگه داریم! (آره لوبیا؛))

امیر علی خیلی دوس داشتنیه.خیلی عزیزه.خیلی نفسه. شاید مثل قبل نپرم بغلش کنم ولی همچنان لوس عمشه(نچ بر منحرفین خخ) اما شازده پسر منه. دلم گرفت وقتی امیر علی اداشو دراورد و یک برچسب به پسرم زد:(

مامانمم باید همیشه مهربون باشه. اگه یکم تن صداش بره بالا واسه بچهام دلم میترکه. حالا اینکه من جیغ جیغ میکنم فرق داره:D 

دیروز دل فسقل پر میکشید پیش رفیق جان.خیلی یهویی آویزون من شد ک الا و بلا حاضر شو بریم پیش...خانم. آخرش مجبور شدم زنگ بزنم تا شاید دست از سر من برداره.که اونم از قراره معلوم آنتن رفت و نشد حرف بزنه.



***روزا میگذره اما مشکوک و ترسناک.حس میکنم آینده تو مشتمه ک نباید بازش کنم ممکنه بیوفته زمین و گل مالی بشه.اونوقت دیگه تمیز کردنش محاله:(باید خیلی حواسمو جمع کنم. روزام سخته ولی آینده ای روشن در انتظارمه.



او عاشقم بود!

تمام تنم را زخمی کرد با بوسه هایش

دردش را بعد از رفتنش فهمیدم!

[ملیکا معصومی]



#ترس

#امید

#نفس 

#آینده

#رفیق جان

  • زمرد ^_^

83

۰۲
فروردين

قشنگترین صدا؛ صدای بارونه که میخوره به شیشه^_^

قال زمرد: دعای زیر بارون اجابت میشه:دی


کم دعا کن که مرا از سر تو وا بکند

او خودش خواست تو را،در دل من جا بکند


[سمیه محمدیان]

*...

  • زمرد ^_^

اولین پست سال 96

۰۱
فروردين

با جیغ فسقل بیدار شدم:/ پریدم سمتش پرسیدم چی شده میگه گرگه اومده:/ بغلش کردم و گفتم بخاب:/ :)))

بهانه ای شد واسه اینکه بیام اینجا حرفامو بزنم و تا فرصت هست نگاهی به پستای شما بندازم:)

*چ خوبه دوستایی ک تو رو به خودت میارن حرفاشون آرامش دله بودنشون تامین آزادی روح:)))

*روزا داره میگذره و بیشتر به نحسی سال گذشته فکر میکنم.سالی ک یا مریض بودیم یا خبر فوت شنیدیم یا در بالاترین حد ممکن زندگیمونو زیر و رو کردن.

*سالی ک بعد 30 سال رفیق خودشو نشون داد. هنوزم دلم نمیاد به دوستم بگم شوهرش چقد بی معرفتی کرده در حق ما.

**تو زندگی خطرایی هست که زنا نمیفهمنش و وقتی میفهمن که گیرش افتادن.

*امروز یهو یاد الف افتادم.دوس دارم ازش بپرسم چرا از ج جدا شد. دلیلش چیه؟فقط واسه اینکه پول نداشت؟خب الان با اینی ک ازدواج کردی خیلی پولداره؟:/ نگه دوسش نداشتم ک موهاشو میکشم چون داشت:/ پس چی؟ چون میگف حجابتو رعایت کن!میگف ول نباش!الان خوشالی شوهرت اجازه میده هر جور میخای بپوشی؟  بمنچه خوشبخت باشی:|

روز میلاد زهرا(س)من شرمنده تر از همیشه واسه همه بلاهایی ک سر خودم و اسمم آوردم. اسمی ک مامانم با عشق برام انتخاب کرد.

سال تحویل شد و من بدو بدو در حال چیدن سفره هفت سین بودم.شازده میخاست به سلیقه خودش بچینه فسقلم همش دست میزد خرابکاری میکرد.سال تحویل شد و من جفتشونو محکم فشار دادم ک یسال بزرگتر و شرتر شدن^_^ 

به فسقل میگن خانوم موشه اما من میگم اژدهای دهه 90:)))))))





سال نو مبارک.شاد و سربلند و موفق باشید:)

  • زمرد ^_^

82

۲۶
اسفند

عروس جان ناراحته از من. حالا منم ی کوچولو خواهر شوهری کردم ولی نه در اون حد ک حد بگذرونه :دی


فرمودن تو اینجا چکار میکنی؟غذاشو ک مامان درست میکنه. کاری باشه پسرا میان. دکتر پسرا میبرنش حمام پسرا میبرنش. بعد خندید و گفت نه جدی تو اینجا چکار میکنی.

نگاهمو با لبخند بهش تحویل دادم. جای تو رو ک تنگ نکردم خخخخ بماند ک ناراحتی از چشماش شعله میکشید.


اهل این قر و فرهای عروس و مادر شوهر و خواهر شوهر نیستم هیچ وقت نبودم اما تا جایی ک اونا هم اهلش نباشن...

همین حرفا رو به مامانم زدم منتها از طرف خودم گفتم میرم خونم.

مامانم:| خونه رو کی مرتب میکنه کی مهمون میاد پذیرایی میکنه کی حواسش به تغییرات حال بابات هست کی حواسش به رفت و آمدها و حرف ها و کمبودها هست.منکه مریضم نمیتونم پس کی داره کارا رو انجام میده. کی...

 نکنه خسته شدی؟

نه...


مامان نازنین من^_^ معلومه ک خسته نمیشم با این همه مهربونیت. بازم مامانم فهمید اما چیزی نگفت. نپرسید کی ناراحتم کرده!


بگذره امسال و برسه سال خوب پر از ثانیه های شاد و اتفاقات ناب و خوشایند:)))))))

  • زمرد ^_^